سربرگ

 

یا امیرالمونین أغثنی 

 

یا امیرالمؤمنین أغثنی

 

 

آیا زندگی امام رضا(ع) اشرافی بود؟

آیا زندگی امام رضا(ع) اشرافی بود؟

در متن جامعه نيز اين کج‌انديشي اثر گذاشته و به جاي آنکه توجه اصلي و جدي خود را به عملکرد نظام حاکم و ميزان صداقت و عدالت و پاي‌بندي به حقوق مردم و مصالح اجتماع معطوف سازند، دل‌خوش به ظواهر گفتاري و رفتاري فريبنده مدّعياني بودند که به نام دين و شريعت، در پي کار«خود» و منافع «خويشان» بودند و راه امت اسلامي به سوي خانه‌ی هدايت حضرت رضا(ع) را نيز مي‌بستند با اين بهانه و عذر که وي زندگي «اشرافي» دارد!



حجت الاسلام سید ضیاء مرتضوی * - قرار گرفتن حضرت رضا (عليه‌السلام) در جايگاه ولايت‌عهدي تحميلي مأمون عباسي، و برخي اقتضائات که پيوند هر چند ظاهري با دستگاه خلافت مأمون پديد مي‌آورد، از ناحيه‌ی برخي کساني که نه فهم درستي از حقايق دين داشتند و نه شناخت درستي از حضرت رضا(علي] السلام)، پرسش‌هايي را متوجه آن حضرت مي‌کرد که چرا وضع ظاهري وي زاهدانه و همراه با ساده‌زيستي کامل نيست؟

اين پرسش ... 
ادامه نوشته

آیت الله جوادی آملی :  رضايت توده مردم را به نحو مشروع تأمين كنيد


حضرت آيت الله جوادی آملی در درس اخلاق و با اشاره به بيان حضرت امير المومنين(ع) فرمودند:
رضايت توده مردم را به نحو مشروع تأمين كنيد

حضرت آيت الله جوادی آملی در درس اخلاق هفتگی خود به مناسبت 12 فروردین، به تشريح نامه 53 نهج البلاغه حضرت امير (عليه السلام) که به عهد نامه مالک اشتر معروف می باشد، پرداختند و فرمودند:
يكي از جمله‌هاي رسمي آن عهدنامه اين است كه شما بايد به فكر توده مردم باشيد چراکه همان‌طوري كه شريعت, ستوني دارد سياست هم ستوني دارد, ستون شريعت نماز است و ستون سياست, مردم‌اند، اگر شما بخواهيد يك سياست ديني داشته باشيد مردم بايد هماهنگ باشند، خواسته مردم بايد تأمين باشد، مردم مسلمان هم جز دستورهاي دين چيزي نمي‌خواهند جز فرموده‌هاي انبياي الهي چيزي نمي‌طلبند.

حضرت آيت الله جوادی آملی با اشاره به نقش مردم در شکل گيری دموکراسی دينی فرمودند: ...


ادامه نوشته

کربلا


دلم دوباره کرده باز هوای اون کربوبلات

  هوای اون صحن و سرات هوای گنبد طلات

     چی میشه من ادم بشم بیام قاطی زائرات

         دل شکستمو بخر اقا جون کبوترات

             دلم واسه ی دیدنت بدجوری پرپر میزنه

                  راهم بده حرم بیام تو رو به جون مادرت

                       مگه چی میشه اقا جون ما هم بیایم به کربلات

                            قسمتمون کن کربلا بیایم قاطی زا‌یرات

                                 برای پر زدن اقا یک دل خسته کافیه

                                 یه جفت پرشکسته ودستهای خالی کافیه

منبع : از وبلاگ عطش

(3)پاسخ حضرت رضا علیه السلام به مأمون/(4)حسنین علیهم السلام و سوره هل اتی

مابقی جلسه اول کتاب

پاسخ حضرت رضا علیه السلام به مأمون

مأمون به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام اعتراض کرد که چرا به شما فرزندان پیغمبر می گویند؟

حضرت فرمودند: آیا نخوانده ای آیه ی مباهله را؟ دیگر آنکه اگر پیغمبر بخواهد دختر تو را ازدواج کند، حاضری بدهی؟

گفت: بلی با کمال افتخار .

حضرت فرمود: ولی او نه دختر مرا می گیرد و نه من می توانم {دخترم را } به او بدهم .

روی همین موازین است که سید مرتضی فتوا داد که نه تنها به هر سیدی که از پدر، بنی هاشمی است خمسی می رسد، بلکه به آنانی که فقط مادرشان سیده است نیز می شود خمس داد (غرضم توجه به این کلمه ((أبنائنا)) از آیه مباهله است که الحسن و الحسین ابناء رسول الله صلّی الله علیه وآله و سلّم ).

حسنین علیهم السلام و سوره ی هل اتی

از آیات قرآن شریف که دلالت بر جلالت قدر و عضمت شأن این دو آقازاده می کند، سوره هل اتی است که شأن نزولش را شنیده اید که خلاصه ی آن چنین است: پس از آن که امیر المؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام نذر کردند که اگر حسنین از بستر بیماری برخیزند، سه روز روزه بگیرند پس از بهبود آقازاده ها وفای به نذر کردند. حسن وحسین علیهما السلام با آن که خیلی کوچک بودند مع الوصف آنان هم به والدین بزرگوارشان اقتدا کردند و روزه گرفتند. در شب اول هنگام افطار مسکینی آمد و همه، خوراکشان را به او دادند و با آب افطار کردند. در شب دوم هم یتیمی آمد باز هم غذایشان را به او عطا کردند و در شب سوم اسیری آمد و اظهار گرسنگی کرد باز همه ی خانواده تمام خوراکشان را به او مرحمت کردند و به آب افطار کردند. روز چهارم امیرالمؤمنین دید حسنین از شدت ضعف و گرسنگی می لرزند بچه هایی که تازه از بستر بیماری برخاسته اند و سه روز روزه گرفته و به آب افطار کرده اند، معلوم است چگونه اند. پیغمبر خدا ایشان را که دید، متأثّر شد دست به دعا بلند کرد که در این هنگام سوره ی هل اتی نازل شد(1) و باز عامه هم نوشته اند که طبقی از طعام بهشتی همراه این سوره نازل گردید که تا یک هفته بوی عطر طعام بهشتی از خانه ی زهرا بلند بود. غرض این است که حسنین در خردسالی چگونه مورد لطف و عنایت حق بودند که این آیات قرآن در مدح و تمجید از عمل ایشان و پدر و مادرشان است.


1-{یوفون بالنّذر و یخافون یوماً کان شرّه مستطیرا * و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا و یتیما و اسیرا * إنما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزآءً و لا شکورا }(انسان/7-9]

(2) عزت حسنین ، پسران پیغمبر

قسمت دوم از جلسه اول کتاب

عزت حسنین ، پسران پیغمبر

نکته ی دوم که محل شاهد ماست این است که خدای تعالی به پیغمبرش امر فرمود که اهل بیت را بیاورد تا بفهماند ایشان چقدر نزد پروردگار عالم عزیزند .

برهانی قوی تر از مباهله برای اظهار شأن اصحاب کسا سراغ ندارم با آن همه اصحاب و انصار و پیرمردهای مسلمان خدای تعالی این دو طفل را انتخاب کرد . نزد خدا کوچک و بزرگ ندارد .

نکته ی دیگری که در آیه ی شریفه جلب نظر می کند کلمه ( أبنائنا ) است با آن که امام حسن و امام حسین پسران زهرایند ، ولی خداوند تعبیر از آنان به پسران می فرماید نص قرآن است که حسین پسر پیغمبر است ، اگر این آیه ی شریفه نبود مگر متعصّبین عامه می گذاشتند که کسی بگوید حسین ، ابن رسول الله است .

امام حسن و امام حسین علیهما السلام در مباهله پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت ایام محرم مولا اباعبدالله علیه السلام  إن شاء الله کتاب سید الشهداء علیه السلام  شهید آیت الله دستغیب را در این پست ها خواهم گذاشت تا هم مطالعه ای برای خودم باشد و هم معارفی از اهل بیت علیهم السلام نشر یابد.

امام حسن و امام حسین علیهما السلام در مباهله پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم

زمخشری که از علمای عامه است در تفسیر کشاف ضمن آیه مباهله می گوید : قانون مباهله این است که دو طرف متخاصم که در برابر هم قرار می گیرند دست به دست هم بدهند و درباره ی یکدیگر نفرین کنند تا خدای تعالی آن طرفی که بر حق نیست معذب و هلاک بفرماید ، لیکن هرگز دیده نشده که در مباهله زن و بچه را هم بیاورند و هدف نفرین قرار دهند . چطور شد که خدای تعالی امر فرمود که یا محمّد ! بگو بچه هایمان و زنانمان را می آوریم و آنانی را که به منزله جانمان هستند می آوریم و نفرین می کنیم (۱)

جواب محققانه که می دهند آن است که میگویند اولا برای اظهار قوت قلب خاتم انبیاء صلّی الله علیه و آله و سلّم است . کسی که یقین دارد در امر خودش بر حق است از هیچ چیز باک ندارد یعنی ، چون می دانم که راستگویم نه تنها برای مباهله خودم می آیم ، بلکه احب و اعز اشخاص خودم را که عبارتند از علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نیز می آورم  ( علاقه پیغمبر به این انوار طیبه از آفتاب روشنتر است ).


(۱)... فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءکم و نساءنا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم ثمّ نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکذبین    آل عمران / ۶۱

قسمت اول از جلسه اول کتاب

ویژه محرم

 

ای اشکهای سینه زده شورتان کجاست؟

تکثیرتان ، طهارتتان ، نورتان کجاست؟

 

امروز ، روز اول مستی و ما خمار

ای تاکها کرامت انگورتان کجاست؟

 

صبح شهید آمده و عصر می رود

پس چله ی زیارت عاشورتان کجاست؟

 

موسی به طور آمده است اِن یکاد کو؟

کوری چشم بلعم باعورتان کجاست؟

 

دریا پر است از صدف و ماهی سفید

کشتی نشستگان هنر طورتان کجاست؟

 

این ذوالفقار با نگهش سخت نافذ است!!

هان ای گروه نرم تنان ! گورتان کجاست؟

 

گفتند عرش چشمه ی نزدیک گریه است

با این حساب پس افق دورتان کجاست؟

 

"من " را نمیبرید و چرا "ما " نمیکنید؟

اعجازتان ، کرامت مشهورتان کجاست؟

***********

گفتی بکربلا برو و آینه بیار

آنجا نبود غیر تو ، منظورتان کجاست؟

 شیخ رضا جعفری

منبع :وبلاگ سواد آینه

اربعین گیری

 

 
حضرت آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق هفتگی:
اربعين‌گيري از بهترين راههاي دريافت فيوضات است /چله‌گيري به معناي جدا شدن از جامعه وخلق خدا نيست /هيچ دشمني بدتر از هوس وجود ندارد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسراء ، معظم له روز پنج شنبه در درس اخلاق خود افزودند:سخني را بعضي از بزرگان علماي اماميه فرقه ناجيه كه سيّد بودند از وجود مبارك امام صادق(ع) نقل مي‌كردند و خودشان هم به همين حرف معتقد بودند كه وجود مبارك امام صادق(ع) مي‌فرمود "ولايتي لعليّ ابن ابيطالب خيرٍ مِن ولادتي منه " من كه معتقد به ولايت اميرالمؤمنين هستم اين فيض و اين بركت بالاتر از ولادت من از آن حضرت است درست است كه من فرزند آن حضرتم و فرزند آن حضرت بودن فخري است اما معتقد به ولايت او بودن و آگاه به ولايت آن حضرت بودن فضيلت بيشتري دارد گرچه آن مقامي كه براي اهل بيت(ع) است براي ديگران نيست ولي راه براي پيروي آنها هم بسته نيست باز است.
ایشان افزودند:

...

 

ادامه نوشته

یا امام رضا

 

مرید و زائرت از هر نژاد است

خودش روز است و با شب در تضاد است

 

مگر شمس جمال تو که این دل

به این خورشیدها بی اعتماد است

 

برای دیدنت خورشید را صبح

به دست آسمان آئینه داده است

 

به هر صورت که آیی می پذیرم

دل از آئینه های بی سواد است

 ...

شیخ رضا جعفری

 

ادامه نوشته

تقدیم به شیعیان بحرین

 

تقدیم به شیعیان بحرین

در شـیـعـگی تـمـام مــا تــردیـد اسـت

مــولا ز گـنـاه خــلـق در تـبعـیـد اسـت

نـفـریـن بـه شـعـور نـقشه ی جغرافی

بحـرین عـزا گرفـتـه ، ایران عید است

 

منبع :وبلاگ طفل طریق

 

بیانات آیت الله وحید خراسانی درباره جنایات در حال وقوع در بحرین و سایر بلاد اسلامی

 

بیانات آیت الله وحید خراسانی درباره جنایات در حال وقوع در بحرین و سایر بلاد اسلامی

     

حضرت آیة الله وحید خراسانی مد ظله العالی نسبت به جنایاتی که در کشور های اسلامی اتفاق می افتد، در پایان درس فقه چهار شنبه ( 25/12/1389 ) بیاناتی ایراد فرمودند.

بسم الله الرحمن الرحيم

مسئله‌ای که فعلاً مهم است این است، آنچه واقعاً مورد تأثر است و باید مؤمنین به یکدیگر برسانند این قضیه است، ظلمی که الان در «بحرین» می‌شود، و نه تنها شیعه، مسلمانان بحرین، در این هجومی که از دول بیگانه بر سر یک ملت بی پناه آورده‌اند، آسایش برای مسلمان باقی نمی‌گذارد، مصیبت قابل گفتن نیست.

کل مطلب در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

نو شدن سال انسان با گردش کامل به دور شمس حقیقی است

 

آیت الله جوادی آملی در سخنانی فرمودند :

ما که ساکن زمین هستیم ناظر بر سیر زمین به دور آفتاب هستیم و اگر ما هم شمس حقیقی داشته باشیم و به دور آن یک بار می گشتیم، سال ما نو می شد.

استاد برجسته حوزه علمیه با ذکر نمونه هایی در این زمینه، اظهار داشتند:

 کسی که سنش 50 سال است، یعنی 50 بار زمین به دور آفتاب گشت و او 50 ساله شد و اگر این شخص در طول این 50 سال، 50 قدم برنداشته باشد، همان کودک 50 ساله است، برای اینکه این فرد رشد نکرد و همان توقعات و طرز فکر دوران بچگی را به سبک دیگری دارد.

منبع :مؤسسه ی فرهنگی تحقیقاتی إسراء

برهان صدّیقین

 

مقاله ای از آیت الله جوادی آملی پیرامون برهان صدّیقین

همان‌طوري كه چيزي در قلمرو هستي مانند خداوند حكيم نيست، هيچ بحثي نيز مشابه بحث در پيرامون آن مبدأ نامحدود و هستي بي‌كران نيست و در بيانات حكيمانه رهبران آسماني، دستورات سودمندي در اين باره رسيده كه چون احدي عديل و شريك خداوند تعالي نيست، ثواب چيزي بيشتر از شهادت به توحيد نمي‌باشد .

حتما ببینید  ...

 

ادامه نوشته

در بهره های روحانی یاد حسین علیه السلام کنید

 

قال الله تعالی : قل أ رأَیتُم إِن أَصبَحَ مَا ؤُکُم غَوراً فمَن یَأتِیکُم بِماءٍ مَعِین (ملک /۳۰)

در کتاب (حقیقة الامر ) این نکته را ذکر کرده که ماء معین در قرآن اشاره به امام است و تأویل به علم و معرفت ومحبت می رود.

پس شعر منسوب به حضرت (( شِیعَتِی ما إن شَرِبتُم عَذبَ مَاءٍ فَاذکُرُونِی)) (۱) معنی ظاهرش آن است که هر وقت آب گوارایی نوشیدید یادی از لب تشنه ی حسین کنید و معنی تأویلش : هرگاه از علوم قرآن و اهل بیت بهره مند شدی بگو (( صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِلله )) چون از برکت حسین است که این بهره های روحانی به تو رسید. اگر حسین نبود این مسجد و منبر کی بود ؟ بنی امیّه و بنی مروان کجا می گذاشتند دینی باقی بماند ، اینها دشمن صاحب دین بودند .

کتاب سیدالشهداء علیه السلام  - شهید آیت الله دستغیب ـ ص ۵۲ و ۵۳


۱- مقتل الحسین علیه السلام ، مقرّم ، ص ۳۰۷

 

فی فضائل أئمّة الطاهرین علیهم السلام

 

  • أنهم عليهم السلام الماء المعين و البئر المعطلة و القصر المشيد و تأويل السحاب و المطر و الظل و الفواكه و سائر المنافع الظاهرة بعلمهم و بركاتهم عليهم السلام
     1-  فس، [تفسير القمي‏] قَوْلُهُ قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ قَالَ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُكُمْ غَائِباً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِإِمَامٍ مِثْلِهِ
     حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَلِيٍّ الْفَزَارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ قَالَ سُئِلَ الرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ فَقَالَ ع مَاؤُكُمْ أَبْوَابُكُمْ أَيِ الْأَئِمَّةُ وَ الْأَئِمَّةُ أَبْوَابُ اللَّهِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ يَعْنِي يَأْتِيكُمْ بِعِلْمِ الْإِمَامِ
     2-  غط، [الغيبة للشيخ الطوسي‏] جَمَاعَةٌ عَنِ التَّلَّعُكْبَرِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ الْأَسَدِيِّ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ وَ أَبِي قَتَادَةَ مَعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَفْصٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا تَأْوِيلُ قَوْلِ اللَّهِ قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ فَقَالَ إِذَا فَقَدْتُمْ إِمَامَكُمْ فَلَمْ تَرَوْهُ فَمَا ذَا تَصْنَعُونَ
     3-  كنز، [كنز جامع الفوائد و تأويل الآيات الظاهرة] مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ النَّضْرِ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ قَالَ إِنْ غَابَ إِمَامُكُمْ‏
    فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِإِمَامٍ جَدِيدٍ
     بيان كون الماء كناية عن علم الإمام لاشتراكهما في كون أحدهما سبب حياة الجسم و الآخر سبب حياة الروح غير مستبعد و المعين الماء الظاهر الجاري على وجه الأرض

 بحارالأنوار ج : 24 ص : ۱۰۱ و ۱۰۲ باب ۳۷ 

 

 

ولوله ی عشق


تـا ولوله ی عشق تـو در گوشم شـد

عقل و خرد و هـوش فراموشم شـد

تـا یک ورق از علم تو از بر کردم

سـیصد ورق از عـلم فـراموشم شد

 

منبع :طفل طریق

اثر قیام حسینی در شكوفایی عقل

اثر قیام حسینی در شكوفایی عقل

    1 . احیای انگیزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عاشقانه 
                                                                                                        
پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «العلم علمان؛ علم الادیان و علم الأبدان1».همگان، حدیث یاد شده را این‌گونه می‌فهمند كه علم ابدان، علومی است كه پیوند مستقیم با بدن دارد، مانند پزشكی، دارو‌سازی و...، یا به شكلی برای تأمین نیازهای بدنی به كار می‌آید؛ مانند زمین‌شناسی، گیاه‌شناسی، جانور‌شناسی، كشاورزی، دامداری و... علم ادیان نیز از علومی است كه به دین ارتباط دارد؛ مانند فقه، فلسفه، كلام و تفسیر.

لیكن عارفان متفكر، این حدیث را به گونه‌ای دیگر تبیین می‌كنند و هر سخن و حدیثی در بیان عارفان، رنگ و بویی تازه می‌یابد. به نظر عارف، فهمیدنی‌های حصولی و دانش‌های مفهومی مربوط به علم ابدان است؛ ولی یافته‌های حضوری و چشیدن‌های شهودی، مربوط به علم ادیان است. از این منظر، حكیم، مفسر، متكلم و فقیه با بدن سروكار دارند؛ اما عارف عاشق با جان سروكار دارد. علم ادیان، یافتنی‌هاست؛ زیرا دین، متن واقعیت و حقیقت است، نه مفهوم. بنابراین، عاشق با علم ادیان پیوند دارد؛ چنان‌كه حكیم با علم ابدان مأنوس است.
 
بشوی اوراق اگر همدرس مایی                     كه درس عشق در دفتر نباشد2
كسانی چون یزید و عبیدالله‌بن زیاد بر كرسی كرامت و خلافت تكیه می‌زدند و خود را جانشین رسول خدا معرفی می‌كردند؛ ولی دستور سلطان روم را اجرا می‌كردند؛ چنانكه «سرجون»‌ (مسیحی رومی) هم در جنگ جمل، صفین، نهروان در دربار معاویه بود، هم در اتاق جنگ یزید بر طبل جنگ می‌كوبید و عمربن سعد در كربلا مجری فرمان او بود.

پس، انسان تا می‌فهمد و با علم انس گرفته است، با بدن سروكار دارد و هنگامی كه حقیقت را می‌یابد و با معلوم مرتبط است، با دین به سر می‌برد.
 
 ... ادامه دارد
 
                                                                                              آیت الله جوادی آملی
کل مطلب در ادامه مطلب
ادامه نوشته

حب آل محمد و بغض آل محمد


نَقَلَ صَاحِبُ الْكَشَّافِ  عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ:

مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً لَهُ أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَكْمِلَ الْإِيمَانِ أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ بِالْجَنَّةِ ثُمَّ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ يُزَفُّ إِلَى الْجَنَّةِ كَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى بَيْتِ زَوْجِهَا أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ص فُتِحَ لَهُ فِي قَبْرِهِ بَابَانِ إِلَى الْجَنَّةِ أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ مَزَارَ مَلَائِكَةِ الرَّحْمَةِ أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ عَلَى السُّنَّةِ وَ الْجَمَاعَةِ أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ كَافِراً أَلا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ يَشَمَّ رَائِحَةَ الْجَنَّة

بحار الانوار  ج23  ص 233

غدیریه

  بسم الله الرحمن الرحیم

غدیریه

این صدای گرد و خاک بال کیست؟

این تلاطم های موج یال کیست؟

اولین بار است میخواند سرود!!

آخرین بار است می آید فرود

آمد و شوقی شد و در سینه ریخت

برسرم بارانی از آئینه ریخت

بند تسبیحم برایش دانه شد

مسجد قلبم کبوترخانه شد

آیه ای آورده سنگین و ثـقیل

زیر این آیه تلف شد جبرئیل

آیه ای از حضرت قدوس خم

شیعیان ، الیوم اکملت لکم

**

آیه ای آورد و خود پرواز کرد

باب عشق و عاشقی را باز کرد

آیه اش ظرفیت سی جزء بود

وه که هم اعجاز وهم ایجاز کرد

میشود با گفتن یک واژه اش

یکصدو ده مرتبه اعجاز کرد

میشود با خواندنش جبریل شد

سینه ی هفت آسمان را باز کرد

گفت باید از همین ساعت به بعد

روز را با یا علی آغاز کرد

گفت و گفت و گفت از حمد خدا

با عبارات و اشاراتی رسا

**

گفت حمد آن که باران آفرید

از کویر و ابرها نان آفرید

استجابت را شبیه آب کرد

آه را از پشت طوفان آفرید

شیعه ی خورشید ، یعنی ذره را

آفرید اما فراوان آفرید

از نکاح اسم رحمن و رحیم

طفل اقيانوس امکان آفرید

بعد از آن که شانه ای بر باد داد

حال دریا را پریشان آفرید

خود نمایی کرد بر جن و ملک

حیدری از جنس انسان آفرید

**

سایه را دنباله ی خورشید کرد

نور را بر ذره ها تأکید کرد

گفت زین پس هر کسی دارد نیاز

سوی حیدر پهن سازد جانماز

هر که را من قبله بودم تا به حال

کعبه اش باشد علی ، تم المقال

ابن که دستم منبر دستش شده

این که جبرائیل هم مستش شده

روی این آئینه حق تابیده است

عکس تجریدی خود را دیده است

حرف حق را می زند آئینه وش

با لب شمشیر تیز و مخلصش

دستهایش بوی خیبر میدهد

خستگی را از همه پر میدهد

**

منبری از خطبه های ناب خواند

در غدیر اسم علی را آب خواند

السلام ای آب دریای صمد

ای زلال قل هو الله احد

ای که میگردی شبیه انبیا

بر هدایت کردن قومت بیا

ای رسول مردم آئینه ها

بعثت غارت، حرای سینه ها

ای به بالای جهاز اشتران

شأن تو بالاست در بالا بمان

از تو میریزد صفات کبریا

ذات تو ممسوس ذات کبریا

نردبان وصف تو بی انتها

پله ی این نردبان سوی خدا

چون تکلم میکنی موسائی ام

تا که خلقم میکنی عیسا ئی ام

جفت دردم کشتی توحن کجاست؟

جسم سردم گرمی روحت کجاست؟

ای مسح دردهای لاعلاج

ما همه دردیم ، ظرف احتیاج

ما همه زخم یتیم کوچکیم

کن مدارا با همه ، ما کودکیم

ما نسیم ذکر تقدیس توأئیم

حاجیان فصل تندیس توأئیم

کوچه را میگردی و طی میکنی

کوزه را ظرفیت می میکنی

روی دوشت کیسه ی خرما و نان

میروی در کوچه ها دامن کشان

کیسه نه دل میبری بر روی دوش

شیعه هستم شیعه ی خرما فروش

ای سفیدی ای کبودی ای بنفش

ای به چشم پای سلمان ، جای کفش

ای به هر گام تو صدها التماس

کیسه بر دوش سحر ای ناشناس

ما همه مدیون شمشیر توئیم

تشته ی نان جو و شیر توئیم

بیعت گیجیم ما را راه بر

با خودت تا اشتهای چاه بر                                                                          

                     استاد جعفری         

منبع :سواد آینه

خوف عقلي از خدا باعث مهار نفس مي شود

به گزارش روابط عمومي بنياد بينالمللي علوم وحياني اسراء، حضرت آيتالله العظمي جوادي آملي در درس اخلاق خود که با حضور تعدادي از طلاب و فضلاي لبنان و جمعي از دانشجويان دانشگاهها و طلاب برادر و خواهر مدارس علميه کشور برگزار شد به تشريح کلام 236 و 237 حضرت اميرالمومنين عليه السلام در نهجالبلاغه پرداخته و در ادامه فرمودند: خوف عقلي از خدا باعث مهار نفس مي شود.

 

به گزارش روابط عمومي بنياد بينالمللي علوم وحياني اسراء، حضرت آيتالله العظمي جوادي آملي در درس اخلاق خود که با حضور تعدادي از طلاب و فضلاي لبنان و جمعي از دانشجويان دانشگاهها و طلاب برادر و خواهر مدارس علميه کشور برگزار شد به تشريح کلام 236 و 237 حضرت اميرالمومنين عليه السلام در نهجالبلاغه پرداختند و اظهار داشتند: وجود مبارک حضرت اميرالمومنين عليه السلام فرمودند: من در جريان حوادث پس از هجرت پيامبر صلوات الله عليه به دنبال آن حضرت بودم و ...

کل مطلب در ادامه مطلب

ادامه نوشته


پیام مهم ولی‌امر مسلمین جهان درپی اهانت نفرت‌انگیز به قرآن شریف در آمریكا

در پی اهانت نفرت‌انگیز به قرآن شریف در آمریكا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، حلقه‌های صهیونیستی درون دولت آمریكا را طراحان اصلی این توطئه مشمئزكننده خواندند و با تشریح اهداف پشت پرده كینه‌توزیهای صهیونیست‌ها نسبت به اسلام و قرآن تأكید كردند: دولت آمریكا برای اثبات ادعای خود درباره دخالت نداشتن در این توطئه، باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را به گونه‌ای شایسته به مجازات برساند.
متن پیام ولی امر مسلمین جهان به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحكیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ1
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!

اهانت جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز و مُشمئزكننده به قرآن مجید در كشور آمریكا كه در سایه‌ی امنیت پلیسی آن كشور اتفاق افتاد، حادثه‌ی تلخ و بزرگی است كه نمی‌توان آن را تنها در حدّ یك حركت ابلهانه از سوی چند عنصر بی‌ارزش و مزدور به حساب آورد. این یك اقدام محاسبه‌شده از سوی مراكزی است كه از سال‌ها پیش به این طرف، سیاست اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را در دستور كار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته‌اند. این حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ی ننگینی است كه با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حركت كاریكاتوریست خبیث دانماركی و ده‌ها فیلم ضد اسلام ساخته‌شده در هالیوود ادامه یافت و اكنون به این نمایش نفرت‌انگیز رسیده است. پشت صحنه‌ی این حركات شرارت‌بار چیست و كیست؟

مطالعه‌ی این روند شرارت كه در این سال‌ها با عملیات جنایت‌بار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاكستان همراه بود، تردیدی باقی نمی‌گذارد كه طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فكرهای صهیونیستی است كه از بیشترین نفوذ بر دولت آمریكا و سازمان‌های امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولت‌های اروپائی برخوردارند. اینها همان كسانی‌اند كه پژوهش‌های حقیقت‌یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برج‌ها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه می‌كنند. آن ماجرا بهانه‌ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس‌جمهور جنایت‌كار وقت آمریكا داد و او اِعلان جنگ صلیبی كرد و همان شخص بنابر گزارش‌ها، دیروز اعلام كرده است كه این جنگ صلیبی با ورود كلیسا به صحنه، كامل شد.

هدف از اقدام نفرت‌انگیز اخیر آن است كه از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه‌ی مسیحی به سطوح همگانی مردم كشیده شود و با دخالت كلیسا و كشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه‌ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملت‌های مسلمان را كه از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه‌دار می‌شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.

این اقدام كینه‌توزانه، نه آغاز یك جریان، بلكه یك مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام‌ستیزی به سركردگی صهیونیسم و رژیم آمریكا است. اینك همه‌ی سران استكبار و ائمة‌الكفر در برابر اسلام قرار گرفته‌اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن كتاب رحمت و حِكمت و عدالت است؛ وظیفه‌ی همه‌ی آزادی‌خواهان جهان و همه‌ی ادیان ابراهیمی است كه در كنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام‌ستیزی با این شیوه‌های نفرت‌بار مقابله كنند. سران رژیم آمریكا نمی‌توانند با سخنان فریبنده و میان‌تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده‌ی زشت تبرئه كنند. سال‌هاست كه مقدسات و همه‌ی حقوق و حرمت میلیون‌ها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاكستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار كشته، ده‌ها هزار زن و مرد اسیر و زیر شكنجه، هزاران كودك و زن ربوده‌شده و میلیون‌ها معلول و آواره و بی‌خانمان، قربانی چه چیزی شده‌اند؟ و با همه‌ی این مظلومیت‌ها، چرا در رسانه‌های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود می‌كنند؟ چه كسی باور می‌كند كه این توطئه‌ی گسترده بدون كمك و دخالت حلقه‌های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریكا ممكن و عملی است؟!

برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!

لازم می‌دانم این چند نكته را به همه متذكر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان می‌دهد كه آنچه امروز آماج حمله‌ی نظام استكبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستكبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استكبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنكس كه بدان پایبند است و هر آنچه نشانه‌ی مسلمانی است دشمن‌اند.

ثانیاً: این سلسله‌ی كینه‌توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است كه از چند دهه پیش تاكنون نور اسلام از همیشه تابنده‌تر و نفوذ آن در دل‌ها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است كه اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملت‌های مسلمان اراده كرده‌اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستكبران را پاره كنند. حادثه‌ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم‌الشأن صلی‌الله‌علیه‌وآله، با همه‌ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پرفروغ قرآن روزبه‌روز بلندتر و درخشنده‌تر خواهد شد.

ثالثاً: همه باید بدانیم كه حادثه‌ی اخیر ربطی به كلیسا و مسیحیت ندارد و حركات عروسكی چند كشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواسته‌ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه‌وار است و درس قرآن به ما، در نقطه‌ی مقابل آن قرار دارد.

و رابعاً: طرف مطالبه‌ی همه‌ی مسلمانان، امروز دولت آمریكا و سیاست‌مدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را كه دل یك و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده‌اند، به گونه‌ئی شایسته به مجازات برسانند.

و السلام علی عبادالله الصالحین
سیّدعلی خامنه‌ای
22/شهریور/1389

از هيچ كس نترسيد الّا خدا و به هيچ كس اميد نبنديد الّا خداى تبارك و تعالى و اگر اميد خودتان را به خداى تبارك و تعالى تمام كنيد، به اين معنا كه تام بشود اين اميد شما، اطمينان براى شما بياورد اين اميد شما، من به شما اطمينان مى‌دهم كه آسيبى اين مملكت نبيند.

صحيفه امام، ج‌13، ص: 149

نهایت قطعی رژیم صهیونیستی نزدیك است

فایل نهایت قطعی رژیم صهیونیستی نزدیك است با مدت 00:03:01 را می توانید با توجه به پهنای باند اینترنت خود از یکی از سه لینک مستقیم زیر دریافت کنید :
کيفيت پایین 16K و حجم 712 کيلوبايت
کيفيت متوسط 64K و حجم 1.40 مگابايت
کيفيت بالا 128K و حجم 2.80 مگابايت

در چه حالیم ؟

قسمتی از پیام امام خمینی به ملت ایران در تجليل از رزمندگان اسلام و تبريك فتح خرمشهر

 

(... و هان اى فرزندان قرآن كريم و نيروهاى ارتش و سپاهى و بسيج و ژاندارمرى و شهربانى و كميته‌ها و عشاير و نيروهاى مردمى داوطلب و ملت عزيز، هوشيار باشيد كه پيروزيها هر چند عظيم و حيرت‌انگيز است شما را از ياد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند و غرور و فتح شما را به خود جلب نكند؛ كه اين آفتى بزرگ و دامى خطرناك است كه با وسوسه شيطان به سراغ آدم مى‌آيد و براى اولاد آدم تباهى مى‌آورد.

...)

به حال خود نظاره کنیم ببینیم در چه حالیم ؟ ...

آیت الله بهجت جامع بین معقول و منقول و مشهود بود

آیت الله بهجت جامع بین معقول و منقول و مشهود بود

 سخنان آیت الله جوادی درباره آیت الله بهجت:

کسانی که در معقول کار می کنند، سفرشان یک بُعدی است. از جهل به علم حرکت می کنند، از علم به مراحل بالاتر علم حرکت می کنند و بالأخره در مدار مفهوم و علوم حصولی، سیر را ادامه می دهند. کسانی که در منقول مثل فقه و اصول و سائر رشته های نقلی کوشش می کنند، هم از جهل به علم حرکت می کنند، هم از بدیهی به نظری حرکت می کنند، از بیّن به مُبیّن می رسند و همین راه را ادامه می دهند، در رشته خودشان عالم و أعلم می شوند.
و کسانی که جامع بین معقول و منقول هستند، در مدار علم حصولی و مفهوم ذهنی و تلاش ها و کوشش های درونی به مقصد می رسند اما هیچ کدام از این افراد، از علم به معلوم نمی رسند. ولی کسانی که در علم شهودی تلاش و کوشش می کنند، عنصر محوری سعی اینها شهود است و علم حضوری نه حصول است و مفهوم ذهنی! شهود خارج از قلمرو ذهن است، با متن خارج همراه است. آنچه اثر دارد، وجود خارجی است، آنچه اثر دارد، معلوم است و نه علم! آن بزرگواری که می گوید:
یک حملة مردانه و مستانه نمودیم
از علم رهیدیم و به معلوم رسیدیم
این هجرت از علم حصولی به حضوری را به همراه دارد، هجرت از عقل و نقل را به شهود همراه دارد، جمع معقول و منقول و مشهود را به همراه دارد، و طهارت روح نتیجه قطعی چنین هجرت وُسطی است که از هجرت صُغری به مراتب برتر است.

مرحوم آیت الله بهجت در اثر وارستگی که داشتند؛ تعلّم شان برای رضای خدا بود، عمل به آن علم هم برای رضای خدا بود، تعلیم سالیان متمادی هم برای رضای خدا بود. برابر این حدیث نورانی که مرحوم کُلینی نقل کرده است که اگر کسی برای رضای خدا علم بیاموزد، برای رضای خدا به علمش عمل بکند، و برای رضای خدا علمی را که آموخت و عمل کرد به دیگران منتقل کند... دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّماواتِ عَظیماً (3). چنین انسانی را در ملکوت عالم به عنوان «با عظمت» یاد می کنند، که در حقیقت این گونه از افراد شاخص آیت الله عُظمای عالم ملکوت هستند. لذا این بزرگوار آیت الله عُظمایی است از منظر ملکوت و راز اتّصاف این بزرگوار به این وصف عظیم همان هجرت از علم به معلوم است. اگر کسی از علم به معلوم هجرت کرد، و علوم عقلی و نقلی را سکوی پرش قرار داد، به علم شهودی بار یافت و چنین شخصی به نوبه خود و در حد خویش جزء «جوامع الکلم» است.

کل مطلب در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

فلسفه اسلامی آتش خاورمیانه را فروکش می‌کند

حضرت آيت‌الله جوادي آملي:
فلسفه اسلامي آتش خاورميانه را فروكش مي‌كند

اگر جهان بخواهد منتظر يك راه چاره باشد و يا اينكه آتش خاورميانه فروكش كند، راهي جز نگاه فلسفي نيست و تحقق اين امر تنها از راه فلسفه و عرفان اسلامي محقق مي‌شود.

به گزارش مرکز خبر حوزه، معظم‌له،در دیدار دکتر حداد عادل و اعضای کنگره جهانی فلسفه که نیمه دوم امسال و با حضور فلاسفه جهان در تهران برگزار می‌شود، اظهار داشتند: تنها علمی که می تواند مشکلات جهان را حل نماید، فلسفه است.

ایشان افزودند: اگر بخواهیم زمین شناسی، پزشکی، دریا شناسی، جانور شناسی و....را بیاموزیم، تا جهان شناس نباشیم به جایی نمی رسیم، چرا که این علوم، همه اعضای یک پیکرند.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی ادامه دادند: اگر ما به فلسفه الهی سبقه عرفانی دهیم، هم برای خود و هم برای جهان بهتر است، به علاوه موجب بیداری جهانیان  خواهد شد.

معظم‌له گفتند:  اگر بتوانیم که شامه ای را به جهان دهیم، تا بوهای بدی که ناشی از کارهای خلاف عرف و خلاف انسانیت است را برطرف کند، قطعا دنیا اصلاح  خواهد شد البته باید دانست که دادن این شامه به جهان تنها کار فلسفه اسلامی است.

ایشان تاکید کردند: چیزی که می تواند دنیای امروز و خاورمیانه ای را که اکنون قدم به قدم در آتش می‌سوزد، نجات دهد، جز فلسفه و نگاه فلسفی نیست.

این استاد حوزه علمیه قم، با اشاره به برگزاری کنگره جهانی فلسفه در تهران خطاب به حداد عادل و هیئت همراه، گفتند: باید با کمال میل به استقبال فلاسفه غیرایرانی که در این کنگره حضور پیدا می‌کنند، بروید و آنها را با فلسفه اسلامی آشنا کنید؛ چرا که تنها راهی که می تواند مشکل جهان بشریت را حل کند، فلسفه الهی است.

ایشان افزودند: اسلام با دست پر می تواند بهترین میزبان برای فلاسفه دنیا باشد، چرا که این ها به کشور ایران، کشور مولانا، حافظ و شخصیت هایی سفر می کنند که هم عارف و هم فیلسوف بوده اند.

حضرت آیت الله جوادی آملی ادامه دادند: افکار بزرگان فلسفه و عرفان اسلامی دست نخورده باقی مانده است و باید از فرصت برگزاری این مراسم که فیلسوفان مختلف دنیا در آن حضور دارند، برای ترویج این افکار استفاده کرد.

معظم‌له گفتند: بعضی از علم هایی که امروزه در دانشگاه ها تدریس می شود، لاشه ی علم است و توانایی پرواز ندارد، چرا که از وضعیت چیزی بحث می کند، و هیچ گاه نمی پرسد که چگونه و چرا به وجود آمده است.

ایشان، فلسفه اسلامی را دارای سرمایه های ارزشمندی همانند فارابی و... دانسته و گفتند: بسیاری از فلاسفه غیر اسلامی خوابند و فکر می کنند که مرگ، فناشدن است، حال آن که از نظر فلسفه اسلامی این امر مردود است.

حضرت آیت الله جوادی آملی اظهار داشتند: فلسفه علمی است که ما فوق تمامی علم هاست و نمی توان مباحث مربوط به آن را با علم هایی چون محیط زیست و ... حل کرد.

ایشان با بیان اینکه بنیان گذار انقلاب اسلامی هم یکی از فلاسفه بزرگ بودند، گفتند: خوشبختانه ایران اسلامی همواره در پرداختن به این گونه امور سربلند بوده است و امیدواریم که در برگزاری این کنگره و معرفی فلسفه اسلامی به دنیا هم موفق باشد.

سال «همت مضاعف و كار مضاعف»

پيام نوروزى به مناسبت آغاز سال 1389 / سال «همت مضاعف و كار مضاعف»

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

«يا مقلّب القلوب و الأبصار. يا مدبّر اللّيل و النّهار»؛ اى دگرگون‌كننده‌ى دلها و ديدها! اى سامان‌دهنده‌ى به روز و شب! «يا محوّل الحول و الأحوال»؛ اى گرداننده‌ى سالها و دلها و حالها! «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ حالِ ما را به بهترين حالها تبديل فرما .

تبريك عرض می‌كنم عيد سعيد نوروز و آغاز سال نو را - كه آغاز بهار و سرزندگى طبيعت است - به همه‌ى هم‌ميهنان عزيز كه در سراسر كشور پهناور عزيز ما زندگى ميكنند، و همچنين به همه‌ى ايرانيانى كه در هر نقطه‌اى از جهان هستند و چشم اميد و انتظار به كشور عزيزشان دوخته‌اند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجان‌گذشته‌اى كه براى هدفهاى عالى انقلاب و كشور فداكارى‌هاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مايه گذاشتند و جوانان خود را تقديم انقلاب و سربلندى كشور كردند؛ به خانواده‌هاى عزيز شهيدان، به جانبازان و خانواده‌هاى فداكار آنها و به همه‌ى ايثارگران و كسانى كه براى سربلندى كشور تلاش ميكنند و كار انجام ميدهند. و درود و سلام ميفرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان كه سلسله‌جنبان اين حركت عظيم مردمى و مايه‌ى پيشرفت و اعتلاى كشور بزرگ اسلامى ايران بوده‌اند.

عيد نوروز، آغاز رويش است. اين رويش همچنان كه در طبيعت محسوس است، ميتواند در دلهاى ما و جانهاى ما و حركت رو به پيشرفت ما نيز خود را مجسم و نمايان كند. نگاهى بيندازيم به سال 88 كه اكنون به پايان آن رسيده‌ايم. اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزى اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخى و اثرگذار اين ملت در عرصه‌هائى كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگى داشت و منتهى ميشد.

در آغاز سال 88 مردم با حضور بى‌سابقه‌ى خود انتخاباتى را ساماندهى كردند كه در تاريخ انقلاب ما - و البته در تاريخ طولانى كشور ما - سابقه نداشت و يك نقطه‌ى برجسته و اوج به حساب مى‌آمد. در طول ماه‌هاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حركتى عظيم و سرنوشت‌ساز، حضور خود، اراده‌ى خود، ايستادگى خود، عزم ملى خود و بصيرت خود را نشان دادند.

تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه می‌شود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه‌ى تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كرده‌اند براى اينكه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه‌ى بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بى‌نظيرى توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربه‌اى كه در اين هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربه‌اى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه‌ى سربلندى ملت ايران است.

در سال 88 ملت خوش درخشيد؛ مسئولين هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. اين تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدير است. بر همه‌ى ناظران منصف فرض است كه از اين تلاشها، از اين زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پيشرفت كشور در عرصه‌هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند. در عرصه‌ى علمى، در عرصه‌ى صنعتى، در فعاليتهاى اجتماعى، در سياست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولين كشور كارهاى بزرگى را انجام داده‌اند. خداوند به همه‌ى آنها اجر عنايت كند و توفيق پيشرفت مرحمت بفرمايد.

آنچه كه از ملاحظه‌ى وضعيت موجود كشور و ظرفيتهاى عظيمى كه در دل اين كشور و ملت بزرگ نهفته است، می‌شود به دست آورد، اين است كه آنچه ما انجام داده‌ايم، آنچه مسئولين و مردم انجام داده‌اند، در مقابل آنچه كه ظرفيت عظيم اين كشور براى پيشرفت و رسيدن به عدالت است، كار بزرگى نيست. بايد تلاشها را بيش از آنچه كه در گذشته انجام داده‌ايم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.

در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه ميخوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه ميفرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نميفرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض ميكند ما را به بهترين حالها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‌ى عرصه‌ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.

امسال براى اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاى شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه‌ى ماست، انجام بدهيم، براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم‌تر و پرتلاش‌تر كنيم. من امسال را به عنوان سال«همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذارى ميكنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.

بايد به خداى متعال توكل كنيم؛ از خداى متعال استمداد كنيم و بدانيم كه زمينه براى كار، زياد است. دشمنان، دشمن علم و ايمان جامعه‌ى ما هستند. علم و ايمان را به صورت مضاعف در ميان خودمان بايد تقويت كنيم. ان‌شاءاللَّه راه‌ها هموار خواهد شد؛ موانع، كوچك خواهد شد و كمك الهى و نصرت الهى، ملت ما و كشور ما و مسئولين ما را همراه و زير سايه‌ى خود خواهد داشت.


والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

نظام اسلامى بر اساس توحيد است، پايه‌ى اصلى، توحيد است

بیانات رهبر انقلاب در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

 اولاً تشكر ميكنم از آقايان محترم كه اركان‌البلاد هستيد، به خاطر زحمت حضور در اين اجلاس مهم و بيان اين مطالب و تشريف‌آوردنتان به اينجا. ان‌شاءاللَّه خداوند شما را موفق بدارد و همه‌ى ما را توفيق بدهد كه بتوانيم به وظائفمان عمل كنيم.

 درگذشت مرحوم آقاى فاكر را هم به همه‌ى شما برادران عزيز و همكاران ايشان تسليت عرض ميكنيم و براى از دست دادن يك عنصر خدمتگزار و غيور و پرتوان و پركار، عرض تأسف ميكنيم. از سال 1342 بنده شاهد فعاليت ايشان و تحمل زندان به وسيله‌ى ايشان بودم. ما سال 42 با مرحوم آقاى فاكر در مشهد همزندان بوديم. خدا ان‌شاءاللَّه درجات ايشان را عالى كند.
....
بايد دشمنى‌ها را شناخت. مشكل ما اين است. اينكه بنده مسئله‌ى بصيرت را براى خواص تكرار ميكنم، به خاطر اين است. گاهى اوقات غفلت ميشود از دشمنى‌هائى كه با اساس دارد ميشود؛ اينها را حمل ميكنند به مسائل جزئى. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همين معنا را داشتيم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند - كه من اسم نمى‌آورم؛ همه ميشناسيد، معروفند - كه اينها نديدند توطئه‌اى را كه آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفكرانى كه تحت تأثير غرب بودند، مغلوب تفكرات غرب بودند، طراحى ميكردند؛ توجه نكردند كه حرفهائى كه اينها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان ميزنند، يا در مطبوعاتشان مينويسند، مبارزه‌ى با اسلام است؛ اين را توجه نكردند، مماشات كردند. نتيجه اين شد كه كسى كه ميدانست و ميفهميد - مثل مرحوم شيخ فضل‌اللَّه نورى - جلوى چشم آنها به دار زده شد و اينها حساسيتى پيدا نكردند؛ بعد خود آنهائى هم كه به اين حساسيت اهميت و بها نداده بودند، بعد از شيخ فضل‌اللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتك آنها قرار گرفتند و سيلى آنها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرويشان را از دست دادند. اين اشتباهى است كه آنجا انجام گرفت؛ اين اشتباه را ما نبايد انجام بدهيم.
امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) كه جامع‌الاطراف بود، يكى از اطراف شخصيت ايشان همين بود؛ حساس بود. مثلاً بمجرد اينكه نسبت به قانون قصاص يك حركتى انجام گرفت - كه خوب، يك قانون بود - فوراً حساسيت امام مطلب را درك كرد؛ فهميد كه معارضه‌ى با قانون قصاص اسلامى، معنايش چيست؛ و آن برخورد عجيب و قاطع را كه يادتان هست، انجام داد. ما بايد اينجور باشيم؛ بايد حساس باشيم.
....
مسئولان گوناگون در قواى سه‌گانه، مسئوليتشان خيلى سنگين است؛ بايستى به وظائفشان با دقت بيشترى، با جديت و اهتمام بيشترى عمل كنند تا ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم رحمت خودش را بر ما نازل كند و تفضلات خودش را از ما نگيرد. آنچه كه تا حالا شده است، از ناحيه‌ى پروردگار است و بعد از اين هم اگر هدايت الهى و رحمت الهى شامل حال ما باشد، باز هم خداى متعال به ما كمك خواهد كرد.

کل مطلب در ادامه ی مطلب
ادامه نوشته

ویژه نامه ی هفته ی وحدت

 

عالم سراسر نور شد،رشک فضای طور شد     امّ القری مـعمـور شـد،از مـقـدم صـدر الامـم

 

بـشکست طاق کسروی ، بنیاد ایمان شد قوی      دسـت قــوای مـعنـوی،شـد فـاتح ملک عـجـم

 

آئــیــنـه ی آئـیـن او،جــام حــقـایـق بـــیـن او     جمع الجوامع دین او،شد خـیر ادیـان لا جـرم

 

گـنج مـعارف را گشـود،سـرّ حقیقت را نمود     افشـانـد هر درّی کـه بـود،عـمّ البَـرایـا بـا نـعَم

 

در بـارگـاه قـرب حق،بر ماسوی بودش سَبَق     بگذشت از هفتم طَبَق،وز عرش اعظم نیز هـم

 

چون همتش بالا کشید،تا بزم "اَو اَدنی" کشید     عـقل از تـصور پـا کـشیـد،فِـی مِثلٍهِ جَفَّ القَلَم

...                                                                                                 

ســـرخــیــل اهــل الله او،ســـرّ دلِ آگــــاه او    عـالم رعـیت،شاه او،بشنو ز من بی بیش و کم

 

شـاها گدای این درم،وز جان و دل مِدحَت گرم

هرگز از این در نگذرم،خواهی بگو لا ، یا نعم

 

منبع : دیوان کمپانی    اثر عالم ربّانی آیت الله شیخ محمد حسین غزوی اصفهانی (ره)